تبليغاتX
میعاد در لجن
میعاد در لجن
پروانهء مسین، آیینه وار ، برپا نشسته بود، بر پهنهء لجن...
 

امشب می خوام به افتخارت یه دل سیر تگری بزنم. به افتخار تو که مثل توهمات تخیلی من،واسه خودت میری و میای و به هیچ جاییت هم نیست که یه یالُا بگی که شاید این بی نوا تو حموم باشه یا شاید خواب باشه یا اصلا نه، شاید دلش می خواد این یه پاکت بهمن سوییسی رو با خیال راحت دود کنه. ببین... الان وقت خوابه و من می خوام راست ترین حرفای زندگیم رو بهت بزنم. هیچم برام مهم نیست که پلکات هی بیفته رو هم و سرت بخوره رو میز و نوک دماغت با کیبورد کامپوتر،مُرس بزنه.

یه شب بود مثل دیشب و نه هیچ شب ِدیگه ای. روحمو دادم به باد،که داشت خودشو پاره می کرد که بگه منم هستم،اونم دید بد چیزی گیرش نیومده و لاکردار همه رو برداشت و رفت و یه ذره تهش باقی نذاشت واسه وقتایی که می خوام قسم بخورم، یا ادا در بیارم که روحیه ام رو باختم، یا از سر لطف بذارم یکی بشاشه توش.

آهای ملاحظه کاری ِمازوخیست، تو خفه.وسط دعوا نرخ تعیین نکن که اینجا بَده از شاشیدن تو روح بگم و باید حواسم باشه که هر نجیب زاده ی مؤدب ِاطوکشیده ی سوسول ِجیگر ِلُپشو بکِشمی ممکنه بیاد و بخونه و از این الفاظِ به اصطلاح رکیک یه هفته تب کنه.

دلم می خواد سر به تن هیچ حرومزاده ای نباشه،آدم حسابیاش که به کنار. دلمم نمی خواد با اسم اسقاطی و مستعار،این چرندیات رو به خورد جماعت بدم که مثلا یهو جا نخورن که این خانم چرا یهو چاک ِدهن ُِگشادشو کشیده و داره هر چی می تونه میگه.

ببین... اصلا می خوام ببینم کی چیزشو داره بیاد جلو به من بگه خفه شو؟ نه واقعا... خانمها و آقایون؛ لطفا اگه چیزشو دارین بیاین.البته خانمها لازم نیست چیز خاصی داشته باشن و از چیز داشتن معافن. حالا منظور من از چیز میتونه هم چیز باشه،هم اون شهامت کوفتی که این روزا هممون قورتش دادیم و یه آروغ فندقی هم روش که ای بابا... شهامتو باد برده...

انگشتتو در بیار عزیز دلم. نه،با دماغت کاری ندارم.انگشت فضول ِمادر به خطاتو از سوراخای زندگیم بکش بیرون و بذار نور بیاد. چشمای لوچت رو هم درویش لطفا. اصلا من نمی دونم مگه این روزای کشدار، نمایشگاهه که این طوری داری تماشا می کنی و کم مونده یه پاکت تخمه هم دستت بگیری و چق چق بشکنی. گور بابات،تخمه می خوای بشکنی بشکن، فقط پوستاشو زمین نریز که جارو کشیدن این مخروبه جون از همه جای آدم در میاره. این همه سر صدا هم  که از این نره خرا و ماده سگا میشنوی، نه که بخوان ناخون بکشن تو اعصاب منا... نه، اونا فقط دارن همسرایی می کنن که یگانه اسکل ِاعظم خوابش نبره. 

حالا، سرتونو درد نیارم، خلاصه ش اینکه لطف کنین و سر یه قبر دیگه بشاشین. زیر این سنگ قبر، والّا هیچ روح نمک به حرومی نخوابیده که شماها میاین و به خیال خودتون با اون پوزخند احمقانه میگین هه! شاشیدم تو روحت.

 

2      فروه  |