|
میعاد در لجن
پروانهء مسین، آیینه وار ، برپا نشسته بود، بر پهنهء لجن...
|
برای این روزها که اغلب ما، در باتلاق امتحانات پایان ترم فرو می رویم... برای تمامی ما، که در کارخانه های کنسرو سازی، رویا هایمان را از دست می دهیم... برای خودم، که قوطی ام را زیادی تنگ گرفته اند به خیال آن که آدم شوم از آن گونه آنان خواهند...
سریع تر از تگرگ
سبک تر از پر
اندوهی گنگ از ذهنم گذشت.
...
آشفته گیسو
در کوره ی داغ عشق ورزی
آکنده از عطر نیلوفر
همه ترسم
گل سرخ رنگ پریده ی انتهای شب است.
...
به شور گذشته که می نگرم
خود را کوری می بینم
که از تاریکی هراسی ندارد.
ـ یوسانو آکی کو / ۱۹۴۲-۱۸۷۸ / از شاعران برجسته ی فمینیست و سوسیالیست ژاپن و از بنیان گذاران جنبش شعری موسوم به تانکا
*بر گرفته از عاشقانه های ژاپنی/ با ترجمه ی عباس مخبر/ نشر مشکی
گرته ی روشنی مرده ی برفی همه کارش آشوب
بر سر شیشه ی هر پنجره بگرفته قرار.
من دلم سخت گرفته ست...
از همه چیز
از همه کس...
اصطکاک تنم را
با ازدحام هرزه ی تسخیر ها
و خراش از خیز به دیدار دیوارها
نشنیده بگیر.
...
تیک تاک
در گذرم
از دالان فسرده ی زمان.
-تهران / پاییز هشتاد و چهار
... و زندگی اکنون
حصاری ست بر قلب های ناامید
که آفتاب را
به گور سپرده اند.
- تهران / هشتاد و یک
کسی آتیش داره؟
من و سیگار و واژه هایم یخ زده ایم...